دانشگاه كلمبيا درنظر دارد در يك طرح پژوهشي آثار مكرمه قنبري را با نقشهاي بومي مازندران بررسي كند.فرزند اين بانوي نقاشي نيز در تلاش است تا همين برنامه را در ايران هم اجرا كند.
نقشهاي بومي مازندران در مقايسه با نقاشيهاي مكرمه قنبري در دانشگاه كلمبيا مورد بررسي قرار ميگيرد.
"علي بلبلي"، مدرس دانشگاه و فرزند قنبري در مورد اين برنامه به ميراثخبر گفت:«بعد از نمايشگاهي كه از آثار مادر در اين دانشگاه برگزار شد و مورد استقبال قرار گرفت، مسئولان دانشگاه پيشنهاد برگزاري نشستي را با عنوان "مقايسه نقشهاي بومي مازندران و مكرمه قنبري" ارئه كردند. به همين دليل اكنون مشغول عكاسي و گرفتن اسلايد از نمونه نقاشيهاي مادر و نقشهاي مازندران هستيم.»
وي همچنين گفت كه اين نشست به صورت سمپوزيوم و كارگاههايي با حضور دانشجويان برگزار ميشود.
بلبلي در ادامه از تلاش براي برگزاري همين برنامه در ايران خبر داد:«تصميم دارم در صورت موافقت فرهنگستان هنر يك برنامه پژوهشي در اين زمينه نيز در داخل كشور برگزار كنم.»
فرزند قنبري كه پيشتر، از برگزاري نمايشگاه در لسانجلس و واشنگتن نيز خبر داده بود، از تعويق اين دو نمايشگاه ياد كرد:«از آنجا كه نتوانستم در نمايشگاه دانشگاه كلمبيا، حضور داشته باشم، هماهنگي نمايشگاه در دو شهر لسانجلس و واشنگتن نيز مقدور نشد. به همين دليل زمان نمايشگاه را عقب انداختيم تا هنگاميكه نشست پژوهشي در دانشگاه كلمبيا برگزار ميشودْ، مقدمات نمايشگاه را فراهم كنيم.»
مکرمه قنبري سال 1307 در روستاي دريکنده استان مازندران به دنيا آمد.
جوشش دروني او براي خلق تصاوير از همان زمان کودکي، به صورت بازي با گل و خاک خود را آشکار ميساخت اما او تا سن 67 سالگي براي بيان احساسات خود از طريق نقاشي فعاليتي نکرد. ميل هنري او از طريق ديگر کارهاي هنري به ويژه آرايش عروسهاي دهکده بروز مييافت.رو آوردن مکرمه به نقاشي از بيماري گاو مورد علاقهاش آغاز شد.
او گاو محبوبي داشت که براي چراندن آن مجبور بود روزانه مسافت طولانياي را بپيمايد. پس از چندي مکرمه بيمار شد و فرزندانش که نگران سلامتي مادر بودند بدون اطلاع قبلي او حيوان را فروختند.
پس از آن زمان مکرمه بسيار غمگين شد و براي غلبه بر احساساتش به نقاشي پناه برد. او که حتي قادر به خواندن و نوشتن نبود، بدون هيچ گونه آموزش رسمي دست به نقاشي زد.
اولين کارش را که پرترهاي از يک گاو بود، با گل و خاک روي سنگ نقاشي کرد. سپس تمام ديوارهاي خانه، درها، کدوهاي حلوايي و هر آنچه را ميتوانست به عنوان بوم نقاشي عمل کند، انباشته از طرح و رنگ کرد تا اينکه يکي از پسرانش در يکي از سفرهاي ماهانه براي ملاقات مادر، از تهران برايش رنگ و کاغذ خريد.
اکنون تمام خانهاش مملو از نقاشيهايي است که هر کدام راوي داستان تلخ و شيرين زندگي او به ويژه ماجراي ازدواجش به شمار مي آيند. مکرمه هميشه به اينکه که چرا او را مجبور کردند در سن پايين همسر چهارم مردي ميانسال شود، اعتراض ميکرد.
نخستين نمايشگاه مکرمه در سال 1374 در گالري سيحون بر پا شد و پس از آن هر ساله نمايشگاههايي را در همان گالري برگزار کرد. هم چنين در سال 1384 نمايشگاهي از آثارش در لس انجلس بر پا شد. قنبري در سال 2001 ميلادي براي برپايي نمايشگاهي از آثارش به سوئد رفت و همان سال به عنوان زن سال سوئد برگزيده شد.
کارشناسان هنري اروپا آثار قنبري را با نقاشيهاي شاگال مقايسه ميکنند.
مکرمه قنبري دوم آبان 1384 از دنيا رفت.
